ترجمه "Jalg" به فارسی

پا, پا, فوت بهترین ترجمه های "Jalg" به فارسی هستند.

Jalg
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پا

    noun adposition

    Jalgade vahatamine, orgasmide teesklemine, meeste võimetus sooritada.

    موم زدن پا, لذت ها جنسي ناتواني مردها در بکار بردن نيرو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Jalg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

jalg noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پا

    noun

    Sinu olemus ei sõltu jalgadest, käsivartest ega kätest.

    یه انسان وجودشو از دست و پا و عضلاتش نمیگیره.

  • فوت

    noun s;p

    Mingi sada jalga kusagil ning sada aastat vana.

    احتمالا 100 فوت عمق داره ، 100 سال عمر.

  • فیت

    noun p
  • ترجمه های کمتر

    • لنگ
    • اندام تحتانی
    • پ

تصاویر با "Jalg"

عباراتی شبیه به "Jalg" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Jalg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه