ترجمه "Küpsis" به فارسی
کلوچه, بيسکويت, کوکی بهترین ترجمه های "Küpsis" به فارسی هستند.
Küpsis
-
کلوچه
nounUmbes sel ajal lugesin ma, et eduka abielu kaks olulist koostisosa on küpsis ja musi.
در همان زمان من خواندم که دو چیز اساسی برای یک ازدواج موٌفق یک کلوچه و یک بوسه است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Küpsis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
küpsis
-
بيسکويت
-
کوکی
noun& Ainult see küpsis
& فقط این کوکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن