ترجمه "Kaneel" به فارسی
دارچین, دارچین, dārčin بهترین ترجمه های "Kaneel" به فارسی هستند.
Kaneel
-
دارچین
nounTuntumad neist on safran, aaloe, palsam, kaneel, viiruk ja mürr.
از مهمترین آنها میتوان به زعفران، عود، بَلَسان، دارچین، کُندُر و مُرّ اشاره کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kaneel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kaneel
-
دارچین
nounTuntumad neist on safran, aaloe, palsam, kaneel, viiruk ja mürr.
از مهمترین آنها میتوان به زعفران، عود، بَلَسان، دارچین، کُندُر و مُرّ اشاره کرد.
-
dārčin
-
دارچين
Kaneel, mis meenutab te vanaema põlle.
دارچين ممکنه تو رو به ياد پيش بند مادربزرگت بندازه.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن