ترجمه "Kompass" به فارسی
قطبنما, قطب نما, قطبنما بهترین ترجمه های "Kompass" به فارسی هستند.
Kompass
-
قطبنما
Kompass on lihtne seade, millel on ainult üks liikuv osa – magnetnõel, mis näitab põhjasuunda.
قطبنما وسیلهای ساده است که عقربهٔ مغناطیسی آن همواره سمت شمال را نشان میدهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kompass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kompass
noun
دستور زبان
-
قطب نما
nounMa nägin nende silmis skeptilisust kui ma neile kompassi näitasin.
وقتي قطب نما رو نشونشون دادم ، شک رو توي چشماشون حس کردم.
-
قطبنما
nounKuid hilisem kompassi kasutuselevõtt ja muud edusammud võimaldasid pikemaid merereise ette võtta.
ولی ابداع قطبنما و دیگر پیشرفتها، مسافرتهای دریائی طولانیتری را ممکن ساخت.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن