ترجمه "Kondoom" به فارسی
کاندوم, کاپوت, لاستیک بهترین ترجمه های "Kondoom" به فارسی هستند.
Kondoom
-
کاندوم
nounVannun jumala nimel, et jooksin mööda tänavat sukk peas ja kondoom riista otsas.
داشتم با يه جوراب رو صورتم تو خيابون ميدويدم و کاندوم هم هنوز سر جاش بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kondoom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kondoom
Noun
دستور زبان
-
کاپوت
noun -
لاستیک
noun -
کاندوم
nounVannun jumala nimel, et jooksin mööda tänavat sukk peas ja kondoom riista otsas.
داشتم با يه جوراب رو صورتم تو خيابون ميدويدم و کاندوم هم هنوز سر جاش بود
-
ترجمه های کمتر
- محافظ
تصاویر با "Kondoom"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن