ترجمه "Korea" به فارسی

کرهای, کره ای, کره بهترین ترجمه های "Korea" به فارسی هستند.

Korea
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کرهای

    noun

    Aastal 1997 toimus esimest korda konvent korea viipekeeles.

    در سال ۱۹۹۷ برای نخستین بار کنگرهای به زبان اشارهٔ کرهای برگزار شد.

  • کره ای

    Korea södureid tuIistati DMT-s!

    سربازان کره ای بالای دی ام زی بمباران شدند!

  • کره

    noun proper

    Ja nüüd on see üle kogu Korea levinud.

    ما یک کتاب برای بچه ها آماده کردیم و الان در همه کره پخش شده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Korea " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

korea
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کره

    proper

    Põhjus, miks ma seda küsin, on, et mul on üks korea õpilane.

    واسه این می پرسم چون ، من یه دانشجو کره ای دارم.

  • کره ای

    Põhjus, miks ma seda küsin, on, et mul on üks korea õpilane.

    واسه این می پرسم چون ، من یه دانشجو کره ای دارم.

  • کرهای

    proper adjective noun

    Aastal 1997 toimus esimest korda konvent korea viipekeeles.

    در سال ۱۹۹۷ برای نخستین بار کنگرهای به زبان اشارهٔ کرهای برگزار شد.

عباراتی شبیه به "Korea" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Korea" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه