ترجمه "Liiv" به فارسی
ماسه, ریگ, شن بهترین ترجمه های "Liiv" به فارسی هستند.
Liiv
-
ماسه
nounLiivast pimestatud elevandipojal on vaevu jõudu edasi minna.
بچه فيل که چشمش پر از ماسه شده ، به سختي اين قدرت را دارد که ادامه دهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Liiv " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
liiv
noun
دستور زبان
-
ریگ
nounRumal mees ehitab aga liivale ja kaotab oma maja.
در مقابل مرد نادان خانهاش را بر ریگ میسازد و هنگام طوفان آن را از دست میدهد.
-
شن
nounKaamerad on jäetud päikese, tuule ja liiva meelevalda.
دوربين ها در پناه خورشيد و باد و شن رها ميشوند.
-
ماسه
nounVõtsin püksid jalast ja Vickie valas liiva mu noku peale.
من شلوارمو در آوردم و اون روي بدنم ماسه مي ريخت
-
måse
تصاویر با "Liiv"
عباراتی شبیه به "Liiv" با ترجمه به فارسی
-
چکچک دشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن