ترجمه "Maa" به فارسی

زمین, زمين, زمی بهترین ترجمه های "Maa" به فارسی هستند.

Maa proper

Maa (planeet)

+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    proper

    سومین سیاره (نسبت به خورشید) در منظومه شمسی [..]

    Sfäärid asetsevad üksteise sees ja liikumatu Maa nende keskel.

    این گویها در درون یکدیگر واقع هستند و زمین به طور بیحرکت در مرکز آنها قرار دارد.

  • زمين

    Elu Maal on juba viis korda peaaegu hävinud.

    زندگي بر روي زمين تقريبا پنج بار قبلا ريشه کن شده بود.

  • زمی

    noun proper
  • ترجمه های کمتر

    • замин
    • ارض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Maa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

maa noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    proper

    Evangeeliumikirjutajad teadsid, et enne maa peale tulemist oli Jeesus elanud taevas.

    نویسندگان انجیل بر این حقیقت که عیسی پیش از آمدن به زمین در آسمان میزیست واقف بودند.

  • سرزمین

    noun

    See ei olenenud ka teadmisest, millal see maa talle antakse.

    ایمان او بر این اساس نبود که چه وقت آن سرزمین به او واگذار خواهد شد.

  • کشور

    noun

    Paljudes maades võib olukord lähiaastatel veelgi hullemaks minna.

    در بسیاری از کشورها این اوضاع ممکن است در سالهای آینده رو به وخامت بگذارد.

  • ترجمه های کمتر

    • خاک
    • zamin
    • حومه شهر
    • روستا
    • میهن
    • کره ذمین

عباراتی شبیه به "Maa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Maa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه