ترجمه "Muumia" به فارسی
مومیایی, مومیا, مومیایی بهترین ترجمه های "Muumia" به فارسی هستند.
Muumia
-
مومیایی
adjective nounجسدی که از زمان های کهن با بیشتر اعضای خود باز مانده است
Teen vägeva muumia pääsemise ja Beth hakkab mind armastama.
من فرار بزرگ مومیایی رو انجام خواهم داد ، و اونوقت " بث " هم دوستم خواهد داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Muumia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
muumia
noun
دستور زبان
-
مومیا
noun -
مومیایی
adjective nounTeen vägeva muumia pääsemise ja Beth hakkab mind armastama.
من فرار بزرگ مومیایی رو انجام خواهم داد ، و اونوقت " بث " هم دوستم خواهد داشت.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن