ترجمه "Pinge" به فارسی
تنش, ولتاژ, ولتاژ بهترین ترجمه های "Pinge" به فارسی هستند.
Pinge
-
تنش
nounPinged kasvavad, kui Nõukogude raketilaev läheneb Kuubale.
همينطور که کشتي حامل موشک هاي شوروي به کوبا نزديکتر ميشه, تنش ها بيشتر ميشه.
-
ولتاژ
nounPinge kõrgemaks ja defibrilleeri uuesti.
ولتاژ رو بالا ببر و دوباره بزن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pinge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pinge
-
ولتاژ
nounKatse pikendada ajavahet kahest nelja aastani minimaalse pinge juures.
تلاش براي افزايش تفاوت زماني... بين 2 و 4 سال با حداقل ولتاژ ورودي
تصاویر با "Pinge"
عباراتی شبیه به "Pinge" با ترجمه به فارسی
-
پینگ
-
منبع تغذیه سوئیچینگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن