ترجمه "Ravim" به فارسی

دارو, دارو, دوا بهترین ترجمه های "Ravim" به فارسی هستند.

Ravim
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارو

    noun

    Ravimit tuleb süstida naga alla. Täpselt nii palju, nagu ma ütlen.

    دارو رو باید بهش تزریق کنین اونم دقیقا با این نسبتی که میگم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Ravim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

ravim noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارو

    noun

    See on ravim, mis on tehtud ühest Nigeeria taimest.

    اين يه دارو از يه گياه نيجريه اي هستش.

  • دوا

    noun

    Sa ütlesid, et vajad raha ravimite jaoks.

    تو که گفتي براي دوا درمان پول لازم داري

تصاویر با "Ravim"

عباراتی شبیه به "Ravim" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Ravim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه