ترجمه "Rong" به فارسی
قطار, قطار, ترن بهترین ترجمه های "Rong" به فارسی هستند.
Rong
-
قطار
nounRong lihtsalt seisis seal ja selle kohal rippusid juhtmed.
قطار اونجا ساکن بود، و سیمها از بالای سرش رد میشدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Rong " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
rong
noun
Noun
دستور زبان
-
قطار
nounSina näitad, kus on rongijaam ja meie läheme rongile!
تو به سمت ايستگاه قطار اشاره کن و ما همگي ميريم اونجا!
-
ترن
Ta ütles, et tuleb järgmise rongiga.
تو ترافيك مونده با ترن بعدي خواهد اومد.
تصاویر با "Rong"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن