ترجمه "Veri" به فارسی
خون, خون, خین بهترین ترجمه های "Veri" به فارسی هستند.
Veri
-
خون
nounVerel pidi olema tähtis roll pattude kinnikatmisel (lepitusel).
خون نقش مهمی در کفّاره کردن گناه یعنی پوشاندن آن ایفا میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Veri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
veri
noun
دستور زبان
-
خون
nounMa ei saa juua su verd iga kord, kui olen varba ära löönud.
فقط اینکه من نمی خوام هر وقت شست پام زخم شد خون تو رو بمکم.
-
خین
noun
تصاویر با "Veri"
عباراتی شبیه به "Veri" با ترجمه به فارسی
-
لخته
-
انعقاد خون
-
خون سرخرگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن