ترجمه "Voodi" به فارسی
تختخواب, بستر, رختخواب بهترین ترجمه های "Voodi" به فارسی هستند.
Voodi
-
تختخواب
Voodis viletsad, süüa teha ei oska.
واسه تختخواب خوب نيست واسه تابوله هم خوب نيست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Voodi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
voodi
noun
دستور زبان
-
بستر
nounKuid voodis olles heitis ta kogu oma mure Jehoova peale.
با این حال، در بستر، همهٔ بار نگرانیهای خویش را به دوش یَهُوَه میگذاشت.
-
رختخواب
nounMõned on kodus, sest ei suutnud voodist püsti tõusta.
کسانی در خانه هایشان هستند که قادر نیستند از رختخواب شان بلند شوند.
-
تختخواب
Ma ei tea, kuidas ma eile voodi sain.
من هيچ نظري ندارم که ديشب چطوري رفتم توي تختخواب.
تصاویر با "Voodi"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن