ترجمه "abistama" به فارسی
کمک, کمک کردن, یاری بهترین ترجمه های "abistama" به فارسی هستند.
abistama
-
کمک
nounMa lähen ja vaatan, kas ma saan kuidagi tüdrukuid abistada.
فکر کنم برم يه کمکي به دخترا بکنم.
-
کمک کردن
verbKristlased osalevad avalikus teenistuses, kui nad abistavad teisi ning kuulutavad head sõnumit
مسیحیان با کمک کردن به دیگران و موعظهٔ بشارت خدمتی عامالمنفعه ارائه میدهند
-
یاری
nounLapsevanematel on ehk tarvis oma väikseid lapsi selles abistada.
والدین میتوانند به کودک یا نوجوانشان در این راه یاری رسانند.
-
یاری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " abistama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن