ترجمه "ader" به فارسی

گاوآهن, خیش, گاوآهن بهترین ترجمه های "ader" به فارسی هستند.

ader
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاوآهن

    Ader oli põllutööriist, millega sai maad künda. Mõned adrad olid valmistatud metallist.

    ۱ گاوآهن وسیلهای برای شخمزنی بود.

  • خیش

    Andke see ader oma rahvale.

    خب این خیش رو به آدمهای خودتون بدید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ader " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ader
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گاوآهن

    Ader oli põllutööriist, millega sai maad künda. Mõned adrad olid valmistatud metallist.

    ۱ گاوآهن وسیلهای برای شخمزنی بود.

اضافه کردن

ترجمه های "ader" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه