ترجمه "aed" به فارسی
باغ, باغچه, حیات بهترین ترجمه های "aed" به فارسی هستند.
aed
noun
Noun
دستور زبان
-
باغ
nounMul on nii palju lilli, et võiks aia rajada.
اونقدر زيادن که مي تونم باهاشون يه باغ درست کنم.
-
باغچه
nounEnne kui ära jooksid, siis ütlesid, et ma peaks ema aeda karikakraid istutama.
قبل از اينکه بري ، گفتي بهتره چند تا گل مينا چمني تو باغچه ي مامان بکارم
-
حیات
noun -
پالیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Aed
-
باغ
nounAias oli palju teisi puid, millest Aadam ja Eeva võisid süüa.
در باغ بهشت درختان میوهٔ متنوعی برای خوراک وجود داشت، فقط از میوهٔ یکی از آنها نباید میخوردند.
تصاویر با "aed"
عباراتی شبیه به "aed" با ترجمه به فارسی
-
آلوچهخورک
-
باغ عدن
-
آلوچهخورک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن