ترجمه "ahv" به فارسی
میمون, کپی, بوزینه بهترین ترجمه های "ahv" به فارسی هستند.
ahv
noun
دستور زبان
-
میمون
nounKorista oma haisev käpp ära, igavene räpane ahv!
دستت رو بکش ، میمون ِ کثیف ِ احمق
-
کپی
noun -
بوزینه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ميمون
- نخستیها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ahv " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ahv"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن