ترجمه "altar" به فارسی
قربانگاه, محراب, مذبح بهترین ترجمه های "altar" به فارسی هستند.
altar
-
قربانگاه
Võib-olla peaksin ma oma hinge Kuradi altarile naelutama.
شايد من بايد روحم رو به قربانگاه شيطان ميخ کنم.
-
محراب
nounIga kiriku iga altari alt leiad sa selle.
زير محراب همه ي کليساها... اينو پيدا ميکني.
-
مذبح
nounOlukord klaarus, kui süüdistatavad selgitasid, et tegelikult ehitasid nad altari Jehoova teenimise pärast.
آنها نیز موضوع را روشن ساختند و توضیح دادند که آن مذبح در واقع برای «عبادت خداوند» است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " altar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Altar
-
آتشدان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن