ترجمه "arm" به فارسی

اثرزخم, جوشگاه, عشق بهترین ترجمه های "arm" به فارسی هستند.

arm noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثرزخم

    noun
  • جوشگاه

  • عشق

    noun

    Ma ei laseks sul kunagi nõnda kaugele langeda, mu arm.

    اجازه نميدم تو آواره بشي ، عشق من.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Arm
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جوشگاه

اضافه کردن

ترجمه های "arm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه