ترجمه "armee" به فارسی
ارتش, سپاه, لشگر بهترین ترجمه های "armee" به فارسی هستند.
-
ارتش
nounKuldne armee ei tundnud kahetsust, kaastunnet ega valu.
. ارتش طلایی اصلاً پشیمون نبود ، چون اونا معنای وفاداری رو نمی دونستن.
-
سپاه
nounVabandust väga, aga kas sa ei märganud haldjate armeed?
ببخشيد ، اما انگار متوجه نيستي ، که يک سپاه از اِلف ها اون بيرونه.
-
لشگر
nounSina ja mina armee vastu.
من و تو در مقابل يه لشگر.
-
نیروی زمینی
Neid süüdistati selles, et nende tegevus on „seadusvastaselt, kuritegelikult ja tahtlikult põhjustanud USA armees ja mereväes allumatust, ebalojaalsust ning kohustustest keeldumist”.
آنان به اتهام نافرمانی و سرپیچی از قوانین کشور دستگیر شدند، زیرا از خدمت در نیروی زمینی و نیروی دریایی آمریکا امتناع کردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " armee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
نیروی زمینی
Neid süüdistati selles, et nende tegevus on „seadusvastaselt, kuritegelikult ja tahtlikult põhjustanud USA armees ja mereväes allumatust, ebalojaalsust ning kohustustest keeldumist”.
آنان به اتهام نافرمانی و سرپیچی از قوانین کشور دستگیر شدند، زیرا از خدمت در نیروی زمینی و نیروی دریایی آمریکا امتناع کردند.
عباراتی شبیه به "armee" با ترجمه به فارسی
-
ارتش سرخ