ترجمه "avatud" به فارسی
باز, بازکردن بهترین ترجمه های "avatud" به فارسی هستند.
avatud
adjective
Adjective
دستور زبان
-
باز
adjective verb noun adverbMõrvar ei demonstreeri kunagi oma kuritööd avatud akna ees.
يه قاتل هيچ وقت قتلش رو در جلوي يه پنجره باز انجام نمي ده.
-
بازکردن
Ta andis just 25 000 põhjust see avada.
خانم 25000 هزارتا. براي بازکردن شرکت بهمون ميدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " avatud " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "avatud" با ترجمه به فارسی
-
ضریب اف
-
مردمک
-
متنباز
-
شرکت سهامی عام
-
دانش باز
-
اقتصاد باز
-
مرکز همگام سازی باز
-
باز کردن · گشودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن