ترجمه "binokkel" به فارسی
دوربین, دوربین دوچشمی, دوربین دوچشمی بهترین ترجمه های "binokkel" به فارسی هستند.
binokkel
-
دوربین
nounAnna mulle palun binokkel.
می شه دوربین رو بدی ، لطفاً ؟
-
دوربین دوچشمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " binokkel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Binokkel
-
دوربین دوچشمی
تصاویر با "binokkel"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن