ترجمه "elama" به فارسی
زیستن, zendegi, زنده بودن بهترین ترجمه های "elama" به فارسی هستند.
elama
verb
دستور زبان
-
زیستن
verbSee tähendab, et Saatanal lubati mõnda aega edasi elada.
این بدین معنی است که به شیطان برای مدّتی اجازهٔ زیستن داده شده است.
-
zendegi
-
زنده بودن
Legend räägib, kui draakonid elasid teenisid nad inimkonda.
افسانه ها میگن, وقتی اژدها ها زنده بودن به بشر خدمت میکردن
-
زندگی کردن
verbNii on see olnud kõigi inimestega, kes on maa peal kunagi elanud.
این در بارۀ هر کسی که در روی زمین زندگی کرده است حقیقت دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "elama" با ترجمه به فارسی
-
در ملبورن زندگی میکنم
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن