ترجمه "elekter" به فارسی
الکتریسیته, برق, الکتریسیته بهترین ترجمه های "elekter" به فارسی هستند.
elekter
Noun
دستور زبان
-
الکتریسیته
Lisaks sellele on toidu-, elektri-, transpordi- ja kommunikatsioonihinnad langenud 10 kuni 1000 korda.
به علاوه قیمت غذا، الکتریسیته، حمل و نقل، ارتباطات ده تا هزار برابر کاهش یافته است.
-
برق
nounMu isa pidas elektrit, valgust ja puhtust ilusast vaatest väärtuslikumaks.
برای پدرم نیروی برق، روشنائی و تمیزی از منظرۀ زیبا با ارزش تر بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elekter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Elekter
-
الکتریسیته
Elekter pole linna ainus jõuallikas.
تنها نیرو و قدرت این شهر الکتریسیته نیست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن