ترجمه "ema" به فارسی
مادر, مادَر, مامان بهترین ترجمه های "ema" به فارسی هستند.
ema
noun
دستور زبان
Naine, kellel on vähemalt üks laps.
-
مادر
nounKui laps sureb, elab ema seda eriti rängalt üle.
مرگ یک فرزند، بخصوص برای مادر دشوار است.
-
مادَر
-
مامان
noun feminineAga ma ei saa pidama vabandada ta ema.
ولی دیگه نمی تونم بیشتر از این بابتش عذر خواهی کنم مامان.
-
ترجمه های کمتر
- والده
- مام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ema " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ema
-
مادر
nounوالد مؤنث
Ema hakkas minuga uuesti rääkima alles siis, kui ma kuulsaks sain.
تا وقتی که یه ستاره شدم مادر باهام حرف نزد
عباراتی شبیه به "ema" با ترجمه به فارسی
-
مادر!
-
مادر ترزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن