ترجمه "emme" به فارسی
مامان, مادر, مام بهترین ترجمه های "emme" به فارسی هستند.
emme
noun
دستور زبان
emme (affectionate form of)
-
مامان
nounTal on arvatavasti oma tüdruk ja emme ja issi, kes teda armastavad.
و اون احتمالا يه دوست دختر و بابا و مامان داره که دوستش دارن.
-
مادر
nounJah. " Armas emme, ma läksin metsa, et püüda mõrvarit. "
آره ، مادر عزيزم من رفتم تو جنگل براي به دام انداختن يه قاتل
-
مام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emme " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن