ترجمه "esimene" به فارسی
نخست, اول, یکم بهترین ترجمه های "esimene" به فارسی هستند.
esimene
adjective
neuter
دستور زبان
-
نخست
adjective adverbJa samuti aruanne nefilaste ja laamanlaste vahelisest sõjast vastavalt Alma, esimese ja ülema kohtuniku ülestähendusele.
و نیز سرگذشتی از جنگ بین نیفایان ولامانیان، بر پایۀ نگاشتۀ آلما، داور نخست و اعظم.
-
اول
adjectiveKasuta esimeses ja viimases lõigus sisalduvat infot lühikeseks sissejuhatuseks ja lõppsõnaks.
از اطلاعات بندهای اول و آخر این مقاله، برای مقدّمه و نتیجهگیریای کوتاه استفاده کنید.
-
یکم
adjectiveDelta esimene on juhtsõidukis.
ماشین تیم دلتای یکم در جلو حرکت میکنه
-
ترجمه های کمتر
- اولین
- نخستین
- یکمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esimene " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "esimene" با ترجمه به فارسی
-
جنگ جهانی اول · جنگ جهانی یكم
-
سفر پیدایش
-
قانون اول ترمودینامیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن