ترجمه "festival" به فارسی

جشنواره, جشن, عید بهترین ترجمه های "festival" به فارسی هستند.

festival Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • جشنواره

    noun

    Vaatasin " Lamba ja villa " festivali lehekülge ja ainult 8000 piletit on alles.

    چون سایت جشنواره پشم و گوسفند رو چک کردم و فقط 8هزارتا بلیت مونده

  • جشن

    noun

    Tead, ma olen isegi õnnelik et teil see festival nii hästi läheb, Smith.

    ميدوني خيلي خوشحالم که اين جشن داره خوب پيش ميره اسميت

  • عید

    noun
  • فستیوال

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " festival " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "festival" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه