ترجمه "hõbedane" به فارسی
سیمین, نقرهای بهترین ترجمه های "hõbedane" به فارسی هستند.
hõbedane
adjective
دستور زبان
-
سیمین
adjective proper -
نقرهای
adjectiveEfesose hõbesepad ajasid õitsvat äri, müües palveränduritele suveniiridena hõbedast Artemise templi kujukesi.
نقرهکاران اَفَسُس با فروختن زیارتگاه کوچک و نقرهای آرتمیس برای یادگاری به زائران کاری پر منفعت داشتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hõbedane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن