ترجمه "habe" به فارسی
ريش, ریش, ریش بهترین ترجمه های "habe" به فارسی هستند.
habe
noun
دستور زبان
-
ريش
nounJa kui ripuksid, siis ma kasvataksin väga tiheda habeme.
اگر اونجوري بود ، تا الان کلي ريش درآورده بودم.
-
ریش
nounKui taolist õli Aaroni pea peale valati, voolas see tema habemesse ja tilkus rüü kaelusesse.
هنگامی که چنین روغنی بر سر هارون ریخته شد، بر ریش او و ردایش سرازیر گشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " habe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Habe
-
ریش
nounKui taolist õli Aaroni pea peale valati, voolas see tema habemesse ja tilkus rüü kaelusesse.
هنگامی که چنین روغنی بر سر هارون ریخته شد، بر ریش او و ردایش سرازیر گشت.
تصاویر با "habe"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن