ترجمه "halb" به فارسی

bad, بد بهترین ترجمه های "halb" به فارسی هستند.

halb adjective Adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • bad

  • بد

    adjective

    See mees on argpüks, peidab end taevas ja teeb meile halbu asju.

    اون ترسو, اونجا قايم شده و اين کاراي بد رو با ما ميکنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " halb " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "halb" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه