ترجمه "halb" به فارسی
bad, بد بهترین ترجمه های "halb" به فارسی هستند.
halb
adjective
Adjective
دستور زبان
-
bad
-
بد
adjectiveSee mees on argpüks, peidab end taevas ja teeb meile halbu asju.
اون ترسو, اونجا قايم شده و اين کاراي بد رو با ما ميکنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " halb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن