ترجمه "hani" به فارسی
غاز, غاز قاز, قاز بهترین ترجمه های "hani" به فارسی هستند.
hani
noun
دستور زبان
-
غاز
nounGolfi mängiv hani Põhjanabalt juhib mängu.
غاز ِ گلف باز از مناطق جنوبي چرخه قطب شمال رهبر گروهه.
-
غاز قاز
-
قاز
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hani " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hani"
عباراتی شبیه به "hani" با ترجمه به فارسی
-
سلسله هان
-
دودمان هان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن