ترجمه "hapnik" به فارسی
اكسيژن, اکسیژن, ترشمایه بهترین ترجمه های "hapnik" به فارسی هستند.
hapnik
noun
Noun
دستور زبان
-
اكسيژن
Toimuvad sündmused, mille esinemise tõenäosus on astronoomiliselt väike, nagu hapniku muutumine kullaks.
اتفاقاتي عجيب نجومي رخ ميده مثل اكسيژن كه به طلا تبديل ميشه
-
اکسیژن
nounTeised valgud aitavad transportida hapnikku kopsudest mujale organismi.
برخی دیگر کمک میکنند تا اکسیژن از ریهها به بقیهٔ قسمتهای بدن برسد.
-
ترشمایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hapnik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hapnik
-
اکسیژن
nounیکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها، یکی از عنصرهای آلی
Hapnikku pumbati temasse 24 tundi ööpäevas.
اکسیژن ۲۴ ساعت در روز به درون او فرستاده می شد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن