ترجمه "haud" به فارسی
قبر, آرامگاه, گور بهترین ترجمه های "haud" به فارسی هستند.
haud
noun
Noun
دستور زبان
-
قبر
nounUstav mees Iiob teadis, et ta läheb pärast surma hauda, surmavalda.
ایّوب که فردی باایمان بود میدانست که پس از مرگ در هاویه، یعنی قبر دفن خواهد شد.
-
آرامگاه
nounKristuse surnukeha asetati hauda ja see jäi sinna kolmeks päevaks.
جسم مسیح به آرامگاه برده شد و به مدّت سه روز در آنجا ماند.
-
گور
nounLihtsalt veel üks nägu sinu teel haua poole.
، جز يه صورت گذراي ديگه. وقتي داري راهي گور ميشي
-
ترجمه های کمتر
- gur
- ارامگاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haud " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Haud
-
گور
nounLihtsalt veel üks nägu sinu teel haua poole.
، جز يه صورت گذراي ديگه. وقتي داري راهي گور ميشي
تصاویر با "haud"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن