ترجمه "heli" به فارسی
صدا, آواز, صوتی بهترین ترجمه های "heli" به فارسی هستند.
heli
noun
Noun
دستور زبان
-
صدا
nounMa vaid mäletan, et see heli oli nii tugev ja nii väga šokeeriv.
تنها به یاد دارم که آن صدا بشدت گوشخراش و بسیار تکان دهنده بود.
-
آواز
noundissonantsete kontsertide helid, mis kuuluvad
ساز و آواز ناهنجار دسته پرندگانی هستند
-
صوتی
Normaalsel hingamisel ei teki õhu möödumisel häälekurdudest mingit heli.
هنگام تنفس عادی وقتی هوا آزادانه از میان تارهای صوتی عبور میکند، صدایی تولید نمیشود.
-
فایل صوتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heli " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Heli
proper
-
صدا
nounHelid on minu kirg, nad on mu elu.
اكنون صدا همه اشتیاق و علاقه من است، زندگی من است.
عباراتی شبیه به "heli" با ترجمه به فارسی
-
قالب موجی صوت
-
سرعت صوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن