ترجمه "hoiatus" به فارسی
اخطار, هشدار بهترین ترجمه های "hoiatus" به فارسی هستند.
hoiatus
noun
Noun
دستور زبان
-
اخطار
Ja kui ema vajalikku hoiatust ei ole andnud, siis pole tal erilist alust karistamiseks.
اکنون اگر مادر در دادن اخطار لازم کوتاهی کرده است، زمینهٔ محکمی برای تأدیب نخواهد داشت.
-
هشدار
nounNad panid tähele Jumala hoiatust ja hoidsid eemale tolleaegsest kurjast maailmast.
آنها به هشدار الٰهی توجه کردند و خود را از دنیای شریر جدا ساختند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hoiatus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن