ترجمه "ida" به فارسی
مشرق, خاور, شرق بهترین ترجمه های "ida" به فارسی هستند.
ida
noun
Noun
دستور زبان
-
مشرق
nounNii kaugel kui ida on läänest, nii kaugele viib ta meist meie üleastumised!
باندازهٔ که مشرق از مغرب دور است، بهمان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است.
-
خاور
nounTa olevat täna tagasi tulnud, idast või kusagilt.
اون تازه امروز از خاور ميانه يا يه جايي نزديک اون ، برگشته
-
شرق
properInimesed ajavad meid taga, aga me juhatasime nad ida poole.
انسان ها ردمونو گرفته بودن ، اما ما اونا رو به سمت شرق هدايت کرديم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ida
-
خاور
nounEriti Kaug-Ida elanikud on tuttavad sõnadega, mida ütles Idamaades suurima mõttetarga ja õpetajana austatud Konfutsius.
کنفوسیوس، آموزگار و حکیم مشهور بخصوص در میان مردم خاور دور، گفتهٔ معروفی با مضمونی مشابه دارد.
عباراتی شبیه به "ida" با ترجمه به فارسی
-
خاورمیانه
-
امپراتوری روم شرقی
-
سرو تبری
-
سمورچه
-
خاور دور
-
برلین شرقی
-
شرق آفریقا
-
تیمور شرقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن