ترجمه "ihu" به فارسی

پوست, تن, جسم بهترین ترجمه های "ihu" به فارسی هستند.

ihu noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun

    Meie ihu ja veri, raudkangid ja vangistus.

    پوست و خون ما میله های این زندان هستند Our skin and blood, the iron bars of confinement.

  • تن

    noun

    Sellepärast et on ainult üks leib, siis me, kuigi paljud, oleme üks ihu; sest me kõik saame osa ühest leivast.”

    زیرا ما که بسیاریم، یک نان و یک تن میباشیم چونکه همه از یک نان قسمت مییابیم.»

  • جسم

    noun

    Tema pilk läbistab pilvi, varje, maad ja ihu.

    نگاهش در ابر ، سايه. زمين و جسم رخنه مي کنه

  • کالبد

    noun

    Surma korral saab nende maine ihu põrmuks (1.

    پس از مرگ، بدن یا کالبد زمینی آنها به خاک تبدیل میشود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ihu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ihu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه