ترجمه "internet" به فارسی
اینترنت, internet, اینترنت بهترین ترجمه های "internet" به فارسی هستند.
internet
-
اینترنت
properMa kasvasin üles Maine osariigi maapiirkonnas ja internet oli minu jaoks midagi erilist.
وقتی در یک ناحیه روستایی در " مین " بزرگ میشدم، اینترنت برای من معنای خیلی متفاوتی داشت.
-
internet
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " internet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Internet
-
اینترنت
nounInternet on tõepoolest muutnud seda, kuidas inimesed suhtlevad ja sisseoste teevad.
اینترنت حقیقتاً راه ارتباطی و خرید کردن را سرعت بخشیده است.
عباراتی شبیه به "internet" با ترجمه به فارسی
-
بانک اطلاعات اینترنتی فیلمها
-
مبادله کلید اینترنتی
-
اینترنت اکسپلورر
-
پروتکل دسترسی به پیام اینترنتی
-
پروتكل انتقال صدا از طريق اينترنت
-
پروتکل اینترنتی
-
پسوندهای ایمیل چند منظوره
-
خدمات اطلاعات اینترنتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن