ترجمه "küla" به فارسی

روستا, ده, deh بهترین ترجمه های "küla" به فارسی هستند.

küla noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستا

    noun

    یکی از تقسیمات کشوری

    Siis saadab Jeesus mehe koju ja keelab tal külasse minna.

    پس از آن، عیسی او را راهی خانهاش کرد و به او گفت که به روستا برنگردد.

  • ده

    noun

    Ma tahaks sulle näidata väikest küla, kus ma sündisin.

    اي کاش مي تونستم اون روستاي کوچکي رو که توش متولد شدم بهت نشون بدم

  • deh

  • ترجمه های کمتر

    • آبادی
    • دهکده
    • قشلاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " küla " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Küla
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستا

    Küla on rääkinud sinust, alates sellest, kui tulid lossi.

    ... از وقتي اومدي تو قلعه ، مردم روستا راجع بهت حرف مي زنن

تصاویر با "küla"

عباراتی شبیه به "küla" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "küla" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه