ترجمه "kaugus" به فارسی
فاصله, دوری, مسافت بهترین ترجمه های "kaugus" به فارسی هستند.
kaugus
noun
دستور زبان
-
فاصله
See on kilomeetri kaugusel kohast, kus ta praegu elab.
او حدود یک مایل با جایی که الان دارد زندگی می کند فاصله دارد.
-
دوری
noun adjective -
مسافت
nounSee on tätoveering Maast, vaadates väga väga suurest kaugusest.
اين يه خالکوبي شکل زمين هست که از جاي دوري ديده ميشه ، از يه مسافت دور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kaugus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kaugus
-
فاصله
See on kilomeetri kaugusel kohast, kus ta praegu elab.
او حدود یک مایل با جایی که الان دارد زندگی می کند فاصله دارد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن