ترجمه "kindlus" به فارسی
دژ, قصر, قلعه بهترین ترجمه های "kindlus" به فارسی هستند.
kindlus
Noun
دستور زبان
-
دژ
nounKui sa tema kindluse maha lammutad, siis sa päästad oma ema tema haardest.
اگه دژِ مستحکمشو نابود کني مادرتو از چنگالش نجات خواهي داد.
-
قصر
nounSest Odiouse kindlus oli igast küljest ümbritsetud suure Sinise Linnaga.
براي اينكه قصر اوديوس وسط يك شهر بزرك آبي بود
-
قلعه
nounAinuke viis päästa su ema on hävitada see kindlus.
تنها راهي که براي نجات دادن مادرت هست اينه که قلعه رو نابود کني.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kindlus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن