ترجمه "kinnine" به فارسی
بسته ترجمه "kinnine" به فارسی است.
kinnine
adjective
دستور زبان
-
بسته
adjectiveNew York Times jooksis lõõtsutades selle järele, mis me kinniste uste taga rääkisime.
نيويورک تايمز از ذره ذره ي چيزي که ما راجبش پشت دراي بسته حرف زديم خبر داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kinnine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kinnine" با ترجمه به فارسی
-
مجموعه باز · مجموعه بسته
-
شهر بسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن