ترجمه "kiri" به فارسی

نامه, نوشته, nâme بهترین ترجمه های "kiri" به فارسی هستند.

kiri noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامه

    noun

    Ema ütles, et viskate enamuse kirju minema, mis te saate.

    مامان ميگه که بيشتر نامه هايي که ميگيري رو ميندازي دور.

  • نوشته

    noun

    Raamatu sündmused ei ole kirjas mitte kronoloogilises järjekorras, vaid teemade järgi.

    اما محتوای کتاب به ترتیب تاریخی نوشته نشده است بلکه به ترتیب موضوع.

  • nâme

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kiri " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kiri
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خط

    noun

    Vahest ta inglise keelne kiri näeb välja nagu vene keelne.

    بعضي وقتا دست خط انگليسيش شبيه زبان روسي ه.

  • نامه

    noun

    متنی که برای فرد دیگری نوشته و ارسال می گردد.

    Kiri õele ja kingitus õepojale.

    يه نامه واسه خواهرم و يه کادو واسه خواهرزادم.

تصاویر با "kiri"

عباراتی شبیه به "kiri" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kiri" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه