ترجمه "kodanik" به فارسی

شهروند, شهروندی, ملی بهترین ترجمه های "kodanik" به فارسی هستند.

kodanik noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهروند

    noun

    Ma olin seaduse silmis vaieldamatult teise järgu kodanik.

    من به طور قانونی و بدون چون و چرا یک شهروند درجه دو بودم.

  • شهروندی

    noun

    Paulusel kui Rooma kodanikul oli õigus väärikale kohtumõistmisele.

    پولُس شهروندی رومی بود و باید دادگاهی قانونی برای او تشکیل میدادند.

  • ملی

    adjective

    Mõni riik ootab oma kodanikelt auavaldusi riigisümbolitele.

    در برخی از کشورها از ساکنان آن انتظار میرود که به سمبولها و نمادهای ملی ادای احترام کنند.

  • ناسیونال

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kodanik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kodanik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه