ترجمه "kogemus" به فارسی
تجربه, تجربه بهترین ترجمه های "kogemus" به فارسی هستند.
kogemus
Noun
دستور زبان
-
تجربه
nounNeid austati nende kogemuste ja teadmistepagasi pärast ning sellega tihti kaasneva tarkuse ja otsustusvõime pärast.
آنان را به سبب تجربه و دانش و همینطور حکمت و قدرت تشخیصشان مورد احترام فراوان قرار میدادند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kogemus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kogemus
-
تجربه
nounتجربه ى تفکر و سبک زندگى
Kogemusele tagasi vaadates ütles ta: „Tegin, nagu lepituse meeleparanduse osa ette nägi.”
با نگاه به آن تجربه، او گفت، 'من در قسمت توبۀ کفّاره عمل می کردم.'
اضافه کردن مثال
اضافه کردن