ترجمه "kohtunik" به فارسی

دادور, قاضی, قاضی بهترین ترجمه های "kohtunik" به فارسی هستند.

kohtunik
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادور

  • قاضی

    noun

    Nagu see kohtunik, nii halastab ka Jehoova kahetsevatele inimestele ja tühistab nende surmaotsuse.

    یَهُوَه لطفش را مانند آن قاضی نصیب انسانهای توبهکار کرده است و محکومیت مرگشان را باطل ساخته است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kohtunik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kohtunik
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاضی

    Kohtunik ütles, et olen parandamatu ning ühiskonnale täielikuks nuhtluseks.

    قاضی مرا اصلاحنشدنی و تهدیدی بزرگ برای جامعه خواند.

اضافه کردن

ترجمه های "kohtunik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه