ترجمه "kohvik" به فارسی
قهوهخانه, چایخانه, کافه بهترین ترجمه های "kohvik" به فارسی هستند.
kohvik
Noun
دستور زبان
-
قهوهخانه
nounSeega, kuni kohvikute populaarsuse tõusuni oli kogu rahvas praktiliselt terve päev purjus.
و بدین ترتیب، در واقع قبل از پیدایش قهوهخانه، کل مردم عملا" تمام روز مست بودند.
-
چایخانه
noun -
کافه
nounMe kohtusime siin Hukilau kohvikus umbes aasta pärast sinu õnnetust.
ما هميدگه رو يک سال بعد از تصادف توي کافه هوکيلا ملاقات کرديم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kohvik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن