ترجمه "kollane" به فارسی
زرد, zard, زرد بهترین ترجمه های "kollane" به فارسی هستند.
kollane
adjective
دستور زبان
Värvus, mis on munarebul, sidrunil või kullal.
-
زرد
nounVärvus, mis on munarebul, sidrunil või kullal.
Ma ütlesin naisele, et kollane pole meeste värv.
به همسرم گفتم زرد رنگ مردونه اي نيست.
-
zard
-
[[زرد]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kollane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kollane
-
زرد
adjectiveKollased postid näitavad surmade arvu sõja kohta aastas, 1950. aastast tänaseni.
میلههای زرد اینجا نشاندهندهی تعداد مرگها در هر جنگ در هر سال از سال ۱۹۵۰ تا کنون هستند.
تصاویر با "kollane"
عباراتی شبیه به "kollane" با ترجمه به فارسی
-
خبرنگاری زرد
-
پرچم زرد
-
دریای زرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن